تبليغاتX
انسان، گستره ایی از ابهام

انسان، گستره ایی از ابهام

سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی

وقتی امور وارونه میشود!!


چند روز قبل تر ،با دوستی که کارمندی میانسال است،صحبت می کردم از هر در ی سخنی رفت، صحبت به ساعت کار اداری در ماه رمضان رسید که توسط دولت جابجا شده است .
 این دوست گرم صحبت نکته ایی گفت که هر چند سریع و ساده از آن گذشت ولی به نظرم جای تامل داشت اگرچه مطالبی از این دست از فرط تکرار در پیرامون مان   موجب تعجب کسی نشود.
ایشان می فرمودند :

من بیست و دو ساله کارمندم و در این مدت زودتر از هشت ونیم و نه صبح سر کار نرفته ام ،الان که شروع ساعت کار اداری  هشت ونیم شده ،من موندم که کی سر کار برم؟!

+ نوشته شده در  Fri 19 Sep 2008ساعت 8:8 PM  توسط فخرالدین حیدریان  | 

شبيخون باد ها

شعری از حسین اقدامی(صدرایی)*:

شبيخون باد ها
در خيمه علف
و حسرت زردگون برگ ها
بر شاخه شکسته
شولای پاره پاره پروانگان
بر خارهای پرچين
و نعش تازه اطلسی ها
بر دست های باغ
پاييز تلخ را
گويی امسال
سودای ديگريست,
با رقص تند داسهايش
در موج موج خون شقايق
وچنبر آرام افعيانش
در باغ شوکران

*اقدامی عضو کانون نویسندگان ایران بود که درسال ۶۷ اعدام شد .

+ نوشته شده در  Tue 2 Sep 2008ساعت 0:48 AM  توسط فخرالدین حیدریان  | 

کس بمیدان در نمی آید سوران را چه شد

امروز، نوشته ی  برخی از  دوستان را در وبلاگ آنها مرور می کردم ،مطالب ، دارای اشتراک رویه ایی شکلی و محتوایی بودند و آنچه  در همه آنها مشهود بود ،اینکه دوستان کاملا از معضلات مصداقی اجتماع گذر کرده اند و به عبارتی ، فقط می توانی کلیتی از درد ها و احساس مسئوولیت را در این نوشته ها دید گفته هایی که در شکل حجمی هر چند بی شکل جایگزین تمام نا گفته ها شده است .

+ نوشته شده در  Fri 29 Aug 2008ساعت 10:50 PM  توسط فخرالدین حیدریان  |