دادگاه تاریخی
قبل از نوشتن از دادگاه چهره های سیاسی اصلاح طلب، بی ارتباط نیست که یادی دوباره از تمامی دوستان در بندمان و بطور خاص احمد زید آبادی و عبدالله مومنی داشته باشم و امیدوارانه زمانی زود زود را انتظار بکشیم که چهره مان در چهره ی خندان آنها گشایشی دویاره پیدا کند.که پس از هر تنگنایی گشایشی در راه است.
در دنیای امروز، محکمه های قضاوت هم از قافله تحول ، سیر به جلو و پیشرفت جا نمانده اند و برای رسیدن افراد به حقوق خود، مکانیسم های خاص در چارچوبهای قضایی تعریف شده است هر چند هنوز تکرار برخی روشها در برخی محاکم ، همانند دشنامی تلخ به عدالت می ماند.
برگزاری هر محکمه قضاوتی، بخشی از تاریخ می شود بعضی از آنها برای یک فرد ، یک جمع و یا برای یک ملت.
از آن دسته محکمه ها که برای یک ملت خاطره می شود ، می توان به دادگاه مصدق ، بازرگان، گلسرخی و موارد مشابه بسیار دیگر اشاره کرد که امروز بخشی از تاریخمان شده اند، به نظر من دادگاه اخیر مرتبط با انتخابات هم، که هنوز در جریان است چه در زمان حال و چه در آینده اهمیتی خاص خواهد داشت، شکل و محتوای این دادگاه و مقدمات شکل گیری آن در نوع خود بی نظیر بوده است، البته بحث در مورد محتوا و حتی شکل دادگاه ، دقتی کارشناسانه تر می خواهد و در این باره قطعا صاحب نظران بیشتر و کامل تر خواهند گفت. اما در باره بخشی از مسائل رخ داده نکاتی به ذهنم رسید که بیان آن در این مجال خالی از لطف نخواهد بود. هر چند در این چند روز و پس از جلسات محاکمه و صحبت های بیان شده از جانب برخی از سیاستمداران اصلاح طلب حاضر در این دادگاه، کم و بیش موارد مشابه مورد اشاره و تحلیل قرار گرفته است .
درست است که به ظاهر مخاطب این دادگاه، افکار عمومی جامعه ایرانی و حتی فراتر از آن بود اما بدیهی است که گروه هدف قطعا منتقدان وضع موجود و جریان حاکم نبوده است تا با دیدن آن در باره علل و ریشه اتفاقات دو ماه گذشته اقناع شوند.
آنچه شواهد و قرائن نشان می دهد ،جریانی که قبل ، بعد و ختم دادگاه را هدایت می کند قبل از اینکه بدنبال اقناع منتقدان خود باشد دو هدف را بطور مشخص دنبال می کند :
1-ایجاد سرانجامی قابل قبول برای اتفاقات بعد از انتخابات
2- دادن خوراک تحلیلی به لایه های مختلف طرافداران خود،کسانی که بعد از انتخابات، دچار نوعی خلاء در اخبار و تحلیل شده اند
بخش اصلی دادگاه که نظر های بیشتری را به خود جلب کرده است صحبتهای بیان شده توسط افرادی است که تحت عنوان متهم ، اتهامات آنها در حال رسیدگی است.
زمانی این مسئله جالب توجه تر نمود که بیشتر صحبت این افراد خارج از موارد مطرح در کیفر خواست بود، روانکاوی رفتار این افراد که مقوله ایی دیگر است که اگر توسط صاحبان دانش بررسی شود قطعا نکاتی جالب توجه خواهد داشت که خالی از لطف نخواهد بود، اما برای فهم بیشتر مسئله علاوه برمسائل رخداده در زمان حال، باید دیدی گذرا به گذشته هم داشت و آن را در حد بضاعت هم مرور و هم تحلیل کرد.
آنچه بر اساس تجربه های پیشین روشن و بدیهی است اینکه، در برخورد با اتهاماتی اینچنین و شرایط بعد از متهم شدن، دو راه پیش پای فرد متهم قرار می گیرد:
_ پذیرفتن شرایط ایجاد شده و واقعیات موجود و تطبیق خود با آن
و یا مقاومت و به شکلی دفاع در رد اتهامات بر اساس ادله و منطق خاص متهم .
برای راه اول می توان به مثالهایی از تاریخ نزدیک اشاره کرد: "ابراهیم نبوی" ، "مسعود بهنود" و ... اشاره کرد که با واقعیات دادگاه کنار آمدند و عبور کردند و بهردلیل کشمکش با قدرت غالب را عاقلانه ندیدند و از دسته دوم که تعداد آنها کم شمارتر است می توان ازیکی چون " اکبر گنجی" نام برد که هیچگاه از موضع خود در مقابل اتهامات وارد ه، کوتاه نیامد.
ظاهرا دو چهره اصلاح طلب در جلسه اول دادگاه، راه اول را بر گزیده بودند. شاید ایستادگی در مقابل اتهامات ناروا و رد آنها قابل تحسین باشد اما نمی توان بر این سیاق ، کسی را که به هر دلیل راه دیگر را بر می گزیند، سرزنش کرد. این یک اصل اخلاقی اصیل است که برای قضاوت در باره کسی یا چیزی باید خود را در آن جایگاه برای قضاوت ببینی بهر حال در این فرصت قرار بر رد یا قبول کسی یا شیوه ایی نیست و هدف فقط مروری از وقایع است و قضاوت مخاطب .
برای درک بهتر از موضوع ، به دادگاه "عباس عبدی" اشاره می کنم در این دادگاه اتهامات سنگینی همچون ارتباط با بیگانگان و همکاری با کشوری که با ایران تخاصم داردعلیه وی مطرح گردید، اتهاماتی که در حالت عادی هریک به تنهایی اگر جان فرد را نگیرد، لا اقل کسر بزرگی از زندگی او را تباه می کند .
واکنش عبدی در مقابل دادگاه غیر منتظره و غافل گیر کننده بود. عبدی به آسانی موارد اتهامی را پذیرفت(البته منظور ازبه آسانی وقایع قبل از دادگاه نیست ) . و به دادگاه و مخاطبان قول جبران داد. با توجه به مواضع رادیکال پیشین عبدی و اقتضائات آن زمان (آن دوره هنوز اصلاحات شر و شوری داشت ) برداشتهای مختلف از کار وی شد و حیرت آفرید.
اما چه واقعیتی پشت عمل "عبدی" نهفته بود؟
همه کسانی که مواضع و تحلیل های عبدی را دنبال کرده اند اتفاق نظر دارند که او تحلیل گری واقع بین است که شناختی کامل و جامع از ساخت سیاسی حاکم در ایران دارد ، از این رو اگر بنا بر بررسی حرکت وی در آن دادگاه باشد نباید این خصوصیت عبدی را در این تحلیل نادیده گرفت مضاف بر این که عبدی در ایران ماند و نیز همان منتقد منطقی و واقع بین در شرایط مختلف باقی ماند و نسبت به گذشته دچار تحولات مورد نظر نگردید .
امروز با رخداد های اخیر که ردی از شباهت با این ماجرا را می توان در آن دید، این سوال تازه تر از قبل به ذهن می رسد که، چه حکمتی در اینگونه واکنش ها در مقابل چنین دادگاههایی وجود دارد ؟
با توجه به اتهامات سنگین پرونده ی عبدی و مجازات های سنگین آنها در صورت اثبات ، مقاومت و استدلال در آن فضا و در دادگاهی که مقدمات آن طبیعی و قانونمند طی نشده است ، چه دستاوردی برای او بهمراه میآورد؟
آیا واکنش فردی همچون "عبدی" با واقع بینی و شناخت خوب او از ساخت قدرت ارتباط معنا داری داشت؟
امروز همه به نوعی پذیرفته اند که پرونده های سیاسی و امنیتی در ایران روال خود را با سبک و سیاقی خاص طی می کند و تقریبا ناظران اجتماعی آن را در قالب کلیشه ایی خاص تحلیل می کنند و هیچ چیز تازه و تکان دهنده ایی در آستین رخداد نمی بینند.
با این اشارات به موضوع اصلی روز برگردیم :
بعد از اعلام نتایج انتخابات اتفاقات عجیبی رخ داد که در نوع خود بی نظیر بود از اعتراضات گسترده به انحاء مختلف تا بازداشتهای گسترده تر و برخورد های تند و خشن با معترضین که حتی به کشته شدن دهها نفر انجامید .
امروزما شاید بواسطه معاصر بودن با این رخداد ها آنچنان که باید و شاید به اهمیت آن واقف نباشیم اما بی شک تاریخ از این روزها و اتفاقات بعنوان نقاط عطفی یاد خواهد کرد .
تمامی این اتفاقات هنوز هم فضایی مبهم را درسپهر سیاسی جامعه ایرانی حاکم ساخته است در فضایی چنین مبهم نمی توان تحلیلی راهبردی ارائه کرد اما می توان تا حدی نشانه ها را بررسی کرد.
پس با این اوصاف پخش صحبت های برخی از چهر های سیاسی اصلاح طلب و منتقد علیه خود و جریان فکری شان اتفاقی تازه و غافلگیر کننده ایی نبوده است . و شاید تنها دستاورد آن نوعی ارضاء ذهنیت جریان حاکم مورد انتقاد باشد . پس باید منتظر روزهای آینده بمانیم که قطعا قضاوتها بر اساس اتفاقات آتی صریح تر خواهد بود.