تبليغاتX
انسان، گستره ایی از ابهام

انسان، گستره ایی از ابهام

سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی

آئین انسانی


تصنیفی زیبا  از  استاد شجریان با عنوان " تفنگ ات را زمین بگذار "  با  شعری  از  "فریدون مشیری " و آهنگ سازی  مجید درخشانی، با توجه به شرایط  فعلی جامعه  ایران،  باز تاب زیادی در جامعه  پیدا کرد .

برای  خود من  بخشی  از شعر  که بیشتر  به دلم نشست  این قسمت  از شعر بود که :

.....

تو از آیین انسانی چه می دانی ؟

اگر جان را خدا داده ست

چرا باید تو بستانی ؟

چرا باید که با یک لحظه ، غفلت ، این برادر را

به خاک و خون بغلطانی ؟

  به نظر  من سنگ زیر بنای  همه  آنچیزی است که  امروزه فهم مشترک بشری، آن را حقوق بشر می نامند.

+ نوشته شده در  Sat 12 Sep 2009ساعت 11:35 PM  توسط فخرالدین حیدریان  | 

جای مومنی و زید آبادی در این دادگاه کجاست ؟


این  روز ها ، ایام دل آزاری است نه اینکه اتفاقاتی  یکسره غیر منتظره رخ داده باشد، که ایران سرزمین می شود ، نمی شود است و مضاف بر اینکه در کار سیاسی  اگر حرفه ایی نباشم ، آماتور هم نیستم.

اکثر افراد بازداشتی را می شناسم و برایم قابل احترامند، هر یک به فراخور در راه دشوار آزادی گام زده اند، در زمانی که شرایط عادی  بود به برخی  از آنان نقد جدی داشتم، از آنجمله مهندس  بهزاد نبوی ،  اما وقتی چهره پیر و تکیده ی او را در دادگاه (می توانید هر اصطلاحی را به فرا خور  به جای آن بکار  ببرید ) دیدم که بعد از  عمری فعالیت اجتماعی و سیاسی  با چنان  وضعیتی  روبرو  شده است ، بیش از گذشته  به او و امثال او ادای احترام کردم .

وجه تمایز جرم  سیاسی (البته در این ماجرا اگر جرمی  اتفاق  افتاده باشد ) از دیگر  جرم ها و بزه های اجتماعی، انگیزه از انجام فعالیت های سیاسی است،بطور عام هر کسی که فعالیت سیاسی  اجتماعی  می کند به دنبال خیر جمعی با تلقی  خاص فردی و گروهی  خود است و وجه بارز آن، انگیزه  شرافتمندانه ایی است که معطوف به سرافرازی جامعه است، هر چند  که گاه با ذائقه  قدرت جور در نیاید  و عملی مجرمانه تلقی شود.

از  سازمان ما هم  دبیرکل و سخنگویمان در بازداشت اند و  در شرایطی سخت قرار دارند، که  در باره آن بارها توسط خانواده ایشان و دوستان سازمان، اطلاع رسانی  شده است.

سناریوی  دادگاه های اخیر حول عناوینی همچون کودتا ی مخملی ، براندازی نرم،و...کلید خورده است و بنا به رای بالای  موسوی  و یا لجستیک قوی تر معنوی و مادی و هر دلیل دیگر تمرکز پرونده  بر روی این کاندیدا و بویژه  لایه های مختلف حامیان اوست.

اما جدای از ایرادات شکلی و محتوایی بسیار  این  سناریو ،  یک جای سناریوتامل بر انگیز تر است که مد نظر  این مقال است ،  بنا به دلایل بالا، تمرکز دادگاه به ظاهر بر روی عملکرد  ستاد آقای موسوی  است.

  همه می دانند افرادی  مانند  زید آیادی  و مومنی،  از فعالین ستاد  مهدی کروبی بوده اند  که  به تبع  حمایت سازمانشان  در ایام انتخابات فعال بوده اند  و باز  کسانی که  انتخابات را  به خوبی دنبال می کرده اند، می دانند که ما و  دوستانمان نقدهای خاص آن ایام را به عملکرد ستاد  دیگر کاندیدای اصلاح  طلب داشتیم (تاکید بر این موضوع جهت روشن شدن برخی تناقضات است نه دوری جستن از دوستان در بند) و از جمله  دکتر  زیدآیادی  قائل به شفاف سازی عرصه  و نقد روشن، بودند  با توجه به اینکه  وی ساعاتی پس از  اعلام  نتایج  بازداشت می شود  و  حوادث  چند روز بعد  اتفاق می افتد،  این یک  سوال جدی از متولیان  دادگاه و دستگاه قضا خواهد بود، که در این  پروژه چه اتهاماتی  که حداقلی از منطق  پشت آن باشد  برای این دوستان ما(مومنی و زید آبادی ) در نظر گرفته اند ؟

آیا اخبار رسیده  از وضع نا مناسب  دوستان ما، نشان دهنده سیاها سنگین ایشان و بخشی از تاوان کارهای نکرده آنان  است؟

 ارتباط احمد زیدآبادی  و عبدالله مومنی  با این پروژه ی تعریف  شده چیست؟

آیا  جواب به همین چند پرسش ساده  نمی تواند قرینه ایی برای اثبات بی منطق بودن کلیت مسیر طی شده باشد؟

+ نوشته شده در  Fri 28 Aug 2009ساعت 1:36 AM  توسط فخرالدین حیدریان  |