باز هم کسالت جمعه
هیچ وقت از جمعه لذت نبرده ام، حتی اگر خیلی خواسته باشم که از این روز سنگین ،دستاوردی داشته باشم .
بیشترین برنامه من برای این روز سربی هفته ،کمی خواب بیشتر از روزهای درگیر و کاری بوده ،خوابی که همیشه خواسته ام و اراده کرده ام که مثلا در یک روز تعطیل به اندازه ی دلخواه به آن برسم ،که از قضا هیچ وقت هم به آن نمی رسم .
نمی دونم در باره ی جمعه چه باید گفت ، اگر همه چیز رو به شرایط اجتماعی حاکم ربط ندیم تلقی و بینش حاکم از این روز هم در ایجاد این رخوت بی تاثیر نیست و این برای من زمانی ملموس می شه که دائم یکسری الفاظ و مراسمات کلیشه ایی تو سط رسانه های حاکم ترویج می شن .
